تبليغاتX
كلاغ نامه
MerryPic"

نويسندگان مگسی

nini gambo0

شایان خانوم

يارو

اصولا كاري نداشت ...يارو

و كلا جاري بود در بي كاري

و نه نمي اورد براي هيچ

و گذر زمان را

با پوست و گوشت و استخون و كبد و كليش احساس مي كرد

.

.

.

يه روز بهاري بود تابستوني پاييزي يا زمستوني

كسي نمي دونه

ولي يه روزي بود كه گفت

"ايناهاش اينم هدفم"

يارو داره مي شتابه به سمته هدفش

.......

ادامه نوشت:

اميدوارم دعاي خير رفقاش پشت و پناهش باشه

پنجشنبه 2 مهر1388 |

زرشك

    بابا كه مياد خونه

بعد از اينكه كلي كلكل مي كنم كه اين چه وقت خونه اومدنه

پس كي مي خواي كار كني خرج خونواده رو دراري و

غر هارو كه رديف مي كنم

.

.

بابا امشب بريم بيرون شام

امشب احياسميام دوباره غرارو رديف كنم كه باز چرا نمي شه بريم و...

چي احيا

مي رم تو ديوار

حالم الان صورت مثاليه....

زرشك

اخر نوشت:

انگار امسالم تموم شد....!

سه شنبه 17 شهریور1388 |

من

من بنده يكوچيك خداي بزرگم

من بنده يكوچيك خداي بزرگم

من بنده يكوچيك خداي بزرگم

من بنده يكوچيك خداي بزرگم

من بنده يكوچيك خداي بزرگم

جمعه 13 شهریور1388 |

بو

بو ماه رمضون مياد

.

.

.

.

چه قد دهنت بو مي ده!

اخر نوشت :

خيلي وقت بود دلم ماه رمضون مي خواست

خيلي تا

خيلي وقت

پنجشنبه 5 شهریور1388 |

يه روز كه بزرگ شدم

هميشه دلم مي خواست

يه روز كه بزرگ شدم

برم همه ي رنگاي شال هاي TT رو بخرم

همه ي هممش رو

.

.

.

يه روز كه بزرگ شدم

دوشنبه 26 مرداد1388 |

پدر

احمدي نژاد :

رابطه ي من و رهبر از جنس رابطه ي پدر و فرزند است

(روزنامه ي جام)

.

.

.

برداشت ازاد

(مثل همه ي چيز هاي ديگر كه در كشور ازادس مطلق است)

دوشنبه 12 مرداد1388 |

خاله زنك

اين روزها از قلممان هر چه تراوش كند

ريشه در مباحث خاله زنكي دارد

كه فلاني چه كرد وبهماني متعاقبا در جواب چه گفت

پس همان به كه به هيچ بسنده كنيم

.

.

.

اين روزها فقط

درگير روزمرگي تابستاني هستيم

اخر نوشت:

ط.ل.ا

شنبه 3 مرداد1388 |

خون

اين روزها:

هر روز بايد تو چشاي خدا زل بزنم و خواهش كنم فلاني و بهماني و غيره غيره  هنوز زنده باشن

.

.

.

اين روزا:

اسفالت خيابونا بو خون گرفته

اخر نوشت:

يه ليوان اكسيژن

یکشنبه 31 خرداد1388 |

دموكراسي/ديكتاتوري

همه ي ريخت و قيافم و غم تسخير كرده

همه ي همش رو


یکشنبه 24 خرداد1388 |

تنگ

تابستان امد....!

دلمان براي پرتقال ها تنگ مي شود

پنجشنبه 21 خرداد1388 |

موضوعات

رفيقي به نام خدا

ره گذري در اين روزگار (اجتماعي)

حرف هايي كه نبايد زد (شايد بوي سياست مي ده)

ورزش فقط محض ورزش...

قدمي ارام تا لبخند (طنز جون خودمون )

مدرسه اي كه فقط مال ماست

مهمل نوشت!

مطالب اخير

يارو

زرشك

من

بو

يه روز كه بزرگ شدم

پدر

خاله زنك

خون

دموكراسي/ديكتاتوري

تنگ

Designed by ضحاک ماردوش